جز حسین نیست کسی لایق سلطانی عشق
يا ابا عبدالله الحسين
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم.... براي سلامتي و ظهورآقامون امام زمان(عج) صلوات
ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی! ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی! ای شراب آسمانی، ای طلوع مهربانی با تو شد خورشید خندان، خوش رسیدی، خوش رسیدی! ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی! آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی! آمدی چون سیلْ جوشان ، بیخبر، ناگه، خروشان تا کنی این خانه ویران، خوش رسیدی، خوش رسیدی! خانهی عقل زبون را، عقل سرد تیرهگون را کردهای با خاک یکسان، خوش رسیدی، خوش رسیدی! شعر میجوشد ز من، پیوسته هر شب، هر سحرگه
از تو شد این چشمه جوشان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
نام : محمد. كنيه : ابو جعفر و ابوجعفر اول . القاب : باقر, شاكر, امين , شبيه -به خاطر شباهت ايشان به پيامبراكرم (ص )-. مـشهورترين لقب آن حضرت , باقر است . پيامبر اكرم (ص ) به واسطه جابربن عبداللّه انصارى , آن حضرت را به اين لقب, ملقب كرد و به ايشان سلام رساند. منصب : معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان . تاريخ ولادت : اول رجب سال 57 هجرى . برخى از مورخان , ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته اند. محل تولد: مدينه مشرفه , در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى ). نسب پدرى : امام زين العابدين , على بن حسين بن على بن ابى طالب (ع ). نام مادر: فاطمه , دختر امام حسن مجتبى (ع ) كه مكنى به ام عبداللّه بود. ايـن بـانـوى ارجـمـند, از زنان بزرگ عصر خويش بود كه امام صادق (ع ) درباره شان و منزلت او, فـرمـود: جـده ام , فـاطمه بنت حسن , صديقه بود و در آل امام حسن (ع ) زنى به درجه و مرتبه او نرسيد. چـون نـسـب امـام مـحـمـد بـاقر(ع ), هم از پدر و هم از مادر, به امام امير المؤمنين (ع )و فاطمه زهرا(س ) مى رسد, به ايشان علوى بين علويين و فاطمى بين فاطميين گفته مى شود. مـدت امـامـت : از زمـان شهادت پدرش , امام زين العابدين (ع ) در سال 95 تا سال114 هجرى , به مدت 20 سال . تاريخ و سبب شهادت : هفتم ذى حجه سال 114 هجرى , در سن 57 سالگى (و به قولى ربيع الاول يا ربيع الاخر سال 114 هجرى ) به وسيله زهرى كه ابراهيم بن وليد عبدالملك , در ايام خلافت هشام بن عبدالملك , به آن حضرت خورانيد. محل دفن : قبرستان بقيع , در مدينه مشرفه , در جوار قبر پدرش , امام زين العابدين (ع ) و عمويش , امام حسن مجتبى (ع ) و فرزندش , امام صادق (ع ). همسران :1. ام فروه بنت قاسم . 2. ام حكيم و چند ام ولد. فرزندان :1. امام جعفر صادق (ع ). 2. عبداللّه . 3. ابراهيم . 4. عبيداللّه . 5. على .6. زينب . 7. ام سلمه . در غم شهادت امامي به سوگ نشسته ايم که در بيست و پنج سالگي به سوي اجدادش رخت بربست. مردي که بيست و پنج سال، خورشيد را به خجلت واداشت، بيست و پنج بهار را روياند و شکوفاند و خود فروزان تر از خورشيد، تابيد و درخشيد. و اينک، کودکان پژمرده و داغدار و گريان، بهانه گيران سايه دست هايي اند که بر سرشان باران مهر ببارد و بر دامانشان گل عاطفه نثار کند.هم اکنون، پاره زخم هاي دلمان، سرباز کرده است و قناتي از غم، در قنوت نگاه مان جاري است. اينک، نِشتر درد به جام ها نشسته و غوغاي رنج در انبوده ديدگان مظلوم، جا خوش کرده است. اينک، امام جواد عليه السلام به رحمت خدا پيوسته است و اهل ولا را به هجران خويش مبتلا ساخته است. او با شهادتش دل هاي شيعه را سوزاند و ما را به سوگ نشاند. آري، کدام ديده است که بر مظلوميت آن شهيد جوان نگريد؟ ******* سلام به امام محمدتقي عليه السلام که جوادالائمه و امام جوادان و راد مردان و جوانمردان است. ایـن جا ز شمع وسوسه بیگانه مىشوم گـرد ضـریـح پاك تو پروانه مىشوم ایـن جا به جام بوسه شراب ضریح را تـا انـتـهـاى ذائـقـه پیمانه مىشوم دیـوانـه را بـگو طلب عقل تا به چند؟ مـن مـىرسم كنار تو دیوانه مىشوم اى كـاش تـا كـبوتر صحن توام كنند چـون زائـر همیشه این خانه مىشوم گو جان فداى نام تو سازم رضا! كه من مـىسازم این حقیقت و افسانه مىشوم زائر باراني ام آقا به دادم مي رسي؟ بي پناهم ، خسته ام،تنهابه دادم مي رسي؟ گرچه آهو نيستم اما پر از دلتنگي ام ضامن چشمان آهوها به دادم مي رسي؟ من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمين دردانه زهرا به دادم مي رسي؟ ولادت خجسته حضرت معصومه (س) بر تمامی شیعیان جهان تبریک عرض می کنم . آیتــی از خـــداست معصــومه(س) لطف بی انتهـاست معصــومه(س) پرتویـــــی از تلالـــــوء زهـــــرا(س) گوهـــری پر بهاست معصـومه(س) مــرغ دلــم راهی قــم میشود در حــرم امــن تو گــم میشود عــمه ســادات ســلام علیــک روح عبـــادات ســلام علیــک عـمه ســادات بگــو کیستــــی؟ فــاطمه یــا زینــب ثانیستــــی؟ از سفـــــر کرببـــــــلا آمــــــدی؟ یــا کــه بــدنبال رضــا آمـــــدی؟ کاش شبی مست حضورم کنی با خبــر از وقــت ظـــهورم کنــی همان امام غریبی كه شانهاش خم بود به روی شانهی پیرش غم دو عالم بود میان صحن حسینیهی دو چشمانش همیشه خاطرهی ظهر یك محرم بود دل شكستهی او را شكستهتر كردند شبیه مادر مظلومهاش پر از غم بود اگر تمام ملائك ز گریه میمردند به پای خانهی آتش گرفتهاش كم بود حدیث حرمت او را به زیر پا بردند اگر چه آبروی خاندان آدم بود شتاب مركب و بند و تعلل پایش زمینههای زمین خوردنش فراهم بود مدینه بود و شرر بود و خانهای ساده چه خوب میشد اگر یك كمی حیا هم بود امان نداشت كه عمامهای به سر گیرد همان امام غریبی كه شانهاش خم بود ******* ۲۵ شوال شهادت ششمین امام شیعه ، امام جعفر صادق(ع) بر عموم شیعیان و مسلمانان و اندیشمندان جهان تسلیت باد
نجوای رستگاری بر لبهاست. سقف آسمان، کوتاهتراز پیش است. میهمانان جبروت، شکوهِ خداوند را حس میکنند. عید است؛ شیطان، زیر قدمهای نمازگزاران مشتاق، دست و پا میزند. شیطان در تکاپوی برخاستن است، امّا خروش گامهاست که میکوبد بر چشمهای شیطان . دلها به هم گره خورده است. واقعهای بزرگ دارد اتّفاق میافتد. صبح چقدر تازه شده است! چشم عاشقان بر درگاه و فرشتگان عشق در هیاهو،عید است؛ لحظهها بوی لاهوت میدهد. یا کریمها، بال بر آسمان پهناور دور دست میسایند. فصل، در شتابی سبز افتاده است. بوی نارنجستانهای غریب میآید. کسی خبر از روضات موعود میدهد. ـ عید انفاق و عشق ـ لبها از شرابی پاکتر، شده است. کسی بر دریچههای آفتابی صبح میکوبد. لهجه ترکخورده قبیله، سخت گرم است. فطر بر شانههاست؛ دوش به دوش هلهلهها پیش میرود. در خوابهای طلائی جماعت،دست به دست میشود. فطر بر پیشانیهاست. دستها تهی میشود و مالامال. آرزوها میشکند، میایستد و در چشم آدمها میخندد. نفسهای کودکانه، طعم آفتاب میگیرد. آسمان نزدیک است. نسیم خنک، شراب پاک و عید است ؛ خداوندِ نوازشگر، به پلّکان اوّل کائنات ایستاه است. عطری همهگیر، در فرازها میپیچد : الحمدللّه عَلی ما هَذانا ـ سنگها رجز میخوانند ـ و لَه الشُّکر ـ ولولهای در خاک افتاده است. بوی زیتون و ماه، نفسها را در هم میپیچد. رنگها رقیق و دقیقهها دیوانهاند. «خدایا! شکر که ما را هدایت کردی و سپاس که از دیگران برترمان آفریدی». فطر بر پیشانیهاست. حتّی بوتههای مصلّی، دست در آغوش ملکوتاند و سنگها آنچنان مشتاق ، که چشمان رو به آسمان جماعت. خورشید آن قدر بزرگ است که ذرّات نور بر شانههای ویران زمین سنگینی میکند. عید است؛ عید فطر، عید انفاق و عشق... همچنین همه شیعیان عزیز – میهمانان خدا – تبريك و تهنيت مي گويم.
بال کبوتر کران تا بی کرانی داشتیم
میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم
چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم
چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت
پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم
روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست
شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم
مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود
در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم
نذری روز ظهور مهدی موعودمان
صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم
صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه
زوی پشت بامها صوت اذانی داشتیم
گاه پاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم
گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم
ثانیه ثانیه هامان پای آقا می گذشت
آی مردم!یک زمان صاحب زمانی داشتیم







فرا رسيدن عيد سعيد فطر را محضر قبله ی جان های منتظر، امام زمان (عج)، 


